مطلق اين قسم از استعاره تمثيل بوده و مستلزم تركيب مىباشد و وى تمثيل را از اقسام خصوص استعاره تحقيقيّه افراديّه قرار نداده تا اشكال مزبور متوجّه گردد .
سؤال
سكّاكى مجازى را كه متضمّن فائده است به استعاره و غيره استعاره تقسيم نموده و اين تقسيم را پس از ناميدن مجاز مزبور را به مجاز لغوى مرتكب شده و مجاز لغوى را اينطور تعريف نموده است :
مجاز لغوى عبارتست از كلمهاى كه در غير موضوعله استعمال شده باشد .
پس از آنچه ذكر شد لازم مىآيد مجازى كه متضمّن فائده است قسمى از مجاز مفرد باشد و چون استعاره نير قسمى از مجاز متضمّن فائده است لازمه آن اينست كه استعاره نيز قسمى از مجاز مفرد محسوب شود چه آنكه قسم شئ اخصّ از آن بوده و لازمه اعم قطعا لازمه اخص نيز مىباشد و بهرصورت وقتى لازم آمد كه استعاره از مصاديق و افراد مجاز مفرد باشد مقتضاى اينكه تمثيل قسمى از استعاره باشد اينستكه شئ مركب در عين مركّب بودن مفرد باشد و اين باطل بلكه مستحيل و غير ممكن مىباشد .
جواب
شارح در جواب اين سوال مىگويد :
تقسيم مجاز مفرد به استعاره و غير آن موجب آن نيست كه هر استعارهاى مجازا مفرد باشد بلكه صحيح است شيئى را به چيزى كه فى
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 225
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٥