وجه شبهى كه در تشبيه جامهاى به جامه ديگر در نوع و جنس و يا فصل وجود دارد و يا خارج مىباشد .
و نيز وجه شبه يا صفتى است حقيقيّه و يا غير حقيقيّه .
و صفت حقيقيّه يا حسيّه است و يا غير حسيّه .
و صفت حسيّه همچون كيفيّات جسميّه كه عبارتند از :
1 - آنچه با چشم درك و حسّ مىشود از قبيل رنگها و شكلها آنست كه بيكى از حواسّ ظاهره مذكورات ملحق و متّصل ميباشند .
شارح گويد :
ضمير [ هو ] به وجه شبه و در [ حقيقتهما ] به طرفين تشبيه راجع است و مقصود از خارج نبودن وجه شبه از حقيقت طرفين اين استكه يا تمام ماهيّت و حقيقت آن دو بوده و يا جزء آنها باشد چنانچه وقتى جامعهاى را به جامعه ديگر در نوع يا جنس و يا فصل تشبيه مىكنيم وجه شبه از حقيقت طرفين خارج نيست مثلا مىگوئيم :
هذا القميص مثل ذاك ( اين پيراهن مثل آن است ) .
يعنى در جنس كه كرباس بوده و يا در نوع كه هردو قميص هستند و يا در فصل كه جزء هردو پنبه مىباشد با يكديگر مشترك هستند .
و گاه باشد كه وجه شبه از حقيقت طرفين خارج بوده و صفتى از صفات مىباشد .
مقصود از [ صفت ] حقيقيّه ، هيئتى استكه در ذات تمكّن و استقرار يافته باشد و آن يا حسىّ است و يا غير حسىّ
منظور از صفت حقيقيّه حسىّ آنست كه بيكى از حواسّ ظاهره
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٨