بديهى است .
شرح نكته سوم
اينكه مصنّف [ لزوم ] را مقيّد به [ ذهنى ] نمود فائدهاش اينستكه از آن استفاده مىشود كه در دلالت التزامى لزوم خارجى شرط نيست چه آنكه در صورت عدم تقييد اينمعنا از عبارت استفاده نمىگرديد .
و مقصود از [ لزوم خارجى ] آنست كه معناى التزامى بطورى باشد كه هرگاه موضوعله لفظ و مسماى آن در خارج تحقّق يابد آن نيز حاصل گردد .
شرح نكته چهارم
ابن حاجب در كتاب مختصر الاصول مىگويد :
دلالت وضعيّه لفظ بر تمام معنايش دلالت مطابقه بوده و بر جزء آن تضمّن است و دلالت غير وضعيّه لفظ را التزام گويند و در اين دلالت لزوم ذهنى شرط نيست .
شارح گويد :
گويا مقصود وى از نفى اشتراط لزوم ذهنى ، لزوم بيّن مىباشد نه معناى عامى را كه ما اعتبار نموديم چنانچه مصنّف نيز به اينمعنا تصريح داشته و گفته است :
مقصود از لزوم ذهنى در اينجا لزوم بيّنى كه منطقيّين معتبر مىدانند نيست .
قوله : و شرطه : يعنى و شرط دلالت التزام و اينكه ضمير
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 30
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠