ملزوم كافى باشد مانند لزوم بصر براى عمى .
امّا لزوم ذهنى از نظر منطقييّن :
ارباب منطق در مقصود از لزوم ذهنى با هم اختلاف دارند :
محققّين ايشان خصوص لزوم بيّن به معناى اخصّ را لزوم ذهنى دانستهاند و برخى ديگر از ايشان معتقدند لزوم ذهنى عبارتست از لزوم بيّن مطلقا اعم از بيّن به معناى اعم يا اخصّ .
شرح نكته دوم
مقصود از [ لزوم ] اين نيست كه تعقّل مدلول التزامى از تعقّل و تصوّر موضوعله در ذهن اصلا منفك نباشد و بعبارت ديگر لزوم بيّن كه اهل منطق معتبر مىدانند در اينجا مقصود نيست بلكه مراد از لزوم مورد بحث ، لزوم بيانى است چه آنكه اگر لزوم بيّنى كه اهل ميزان معتبر مىدانند در اينجا مقصود نباشد دو تالى فاسد پيش مىآيد :
الف : بسيارى از معانى مجازات و كنايات از مدلول التزامى بودن خارج ميشوند درحاليكه حضرات آنها را از مصاديق مدلول التزامى قرار دادهاند .
ب : نبايد در دلالت التزامى از حيث وضوح و خفاء تفاوت باشد زيرا وقتى بنا شد مراد از [ لزوم ] عدم انفكاك باشد هرلازمى به اين معنا از ملزومش محال است منفك گردد پس تمام لوازم شئ از اين نظر با هم مساوى بوده و هيچكدام واضحتر از ديگرى نمىباشد و در نتيجه تمام مدلولات التزامى در يك عرض قرار گرفته بدون اينكه بينشان از حيث وضوح و خفاء فرقى بتوان پيدا نمود درحاليكه اختلاف آنها از اينجهت قابل انكار نبوده و از امور
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 29
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩