چه آنكه در وجه شبه اينمثال به شرحيكه سابقا گذشت كثرت تفصيل مىباشد و لذا وجه شبه در اين تشبيه در نفس كسى كه آئينه دائمه الاضطراب و لرزان را مىبيند واقع نميشود مگر آنكه نظر و ديدنش را به آن از سر گرفته و در رؤيتش كمال دقت را بنمايد .
ب : حضور مشبهبه در ذهن باشد .
و ندرت حضور مشبه يا در وقتى است كه مشبه در ذهن حضور دارد زيرا مناسبت بينشان بعيد مىباشد چنانچه مثال آن قبلا گذشت و آن گل بنفشه به آتش افروخته كبريت بود .
و يا ندرت حضورش مطلقا است .
و ندرت حضور مشبهبه بطور مطلق بخاطر يكى از جهات ذيل مىباشد :
1 - آنكه امرى است وهمى همچون نيش غول .
2 - آنكه مركّب خيالى است مانند اعلام يلقوت كه بر روى نيزههاى زبرجدى قرار گرفته باشند .
3 - آنكه مركّبب عقلى است مانند مثل حمار كه حامل اسفار باشد
4 - آنكه مشبّهبه تكرّرش بر حسّ قليل باشد مانند قول شاعر :
و الشّمس كالمرآه فى كفّ الاشل .
چه آنكه بسا شخص عمرش سپرى شده و براى يكبار هم اتّفاق نيافتاده كه ببيند مردى آئينهاى در دست لرزان خود دارد .
پس تشبيه شمس به مرآت فى كف الاشل از دو جهت غرابت وجود دارد :
اوّل : كثرت تفصيل در وجه شبه .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 231
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣١