و نيز تشبيه يا قريب و مبتذل بوده و يا بعيد و غريب مىباشد .
تشبيه مبتذل : آنست كه بدون دقّت نظر و كوچكترين تأملّى از مشبّه بمشبهبه انتقال حاصل شود زيرا به نظر ابتدائى كه به تشبيه بنگريم وجه شبه در آن را ظاهر و آشكار مىيابيم و جهت ظهور آن ممكنست يكى از دو امر ذيل باشد :
الف : آنكه وجه شبه امرى است جملى و بدون تفصيل چه آنكه بديهى است اين گونه از امور اسبق بنفس بوده و سريعتر به آنها احاطه حاصل مىشود .
ب : آنكه وجه شبه مشتمل بر تفصيل بوده ولى تفصيل در آن كم و ناچيز باشد مضافا باينكه مشبّهبه نيز در ذهن غالب الحضور است و اين غلبهء حضور يا در وقتى استكه مشبه نيز در ذهن حاضر مىباشد زيرا قرب مناسبت بين ايندو موجب آن شده همچون تشبيه نمودن سبوى كوچك به كوزه از نظر مقدار و شكل .
و يا حضورش در ذهن مطلقا است چه مشبّه در ذهن حضور داشته و يا حضور نداشته باشد و جه آن تكرّر مشبّهبه بر حس مىباشد مانند تشبيه خورشيد به آئينه درخشان از نظر گرد و نورانى بودن .
و علّت قليل التّفصيل بودن وجه شبه در دو فرض اخير آنست كه هر يك از قرب و تكرّر با تفصيل معارض هستند .
شارح گويد :
كلمه [ ايضا ] اشاره است به تقسيم سوّم براى تشبيه باعتبار وجه شبه و شرح آن اينستكه :
تشبيه از نظر وجه شبه بر دو قسم است : قريب و مبتذل ، بعيد
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 223
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٣