تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
ضمير در [ منه ] به مجمل راجع بوده و اينكه مصنّف گفت [ و ايضا منه ] و نگفت و ايضا امّا كذا و امّا كذا جهتش آنست كه تقسيم مذكور از جمله تقسيمات مجمل بوده نه مطلق تشبيه بنابراين مقصود مصنّف اينستكه : ج : و از جمله مصاديق مجمل تشبيهى استكه در آن وصف هيچ يك از طرفين تشبيه ذكر نشده باشد و مقصود از وصف مزبور ، وصفى است كه اشاره به وجه شبه داشته باشد همچون مثال : زيد اسد . و چنانچه ملاحظه مىشود در اينمثال نه وصف زيد و نه اسد ذكر شده تا بوسيله آن اشاره‌اى به وجه شبه شده باشد . د : و از جمله تشبيه مجمل تشبيهى است كه در آن تنها وصف مشبه‌به ذكر شده باشد و مقصود از وصف مزبور ، وصفى استكه به وجه شبه اشاره داشته باشد همچون قول فاطمه بنت خرشب : هم كالحلقه المفرّغه لا يدرى اين طرفاها . ه : و از جمله تشبيه مجمل تشبيهى است كه در آن وصف هر دو ( مشبه و مشبه‌به ) ذكر شده باشد همچون قول ابو تمام در مدح حسن بن سهل :
صدفت عنه و لم تصدف مواهبه * عنّى و عاوده ظنّى فلم يخب كالغيث ان جئته و افاك ريقه * و ان ترحّلت عنه لجّ فى الطلب
يعنى : من از حسن بن سهل بريدم امّا او مواهب و عطايايش را از من قطع نكرد ولى بعد از آن رجاء و اميد من باحسانش مرا به او بر گرداند پس اين رجاء به يأس و نااميدى مبدّل نشد بلكه يافتم او را همان طوريكه گمان مىبردم همچون باران فراوان و بسيارى كه اگر باستقبالش روى آن نيز اوّلين و بهترين عطاياى خودش را به تو رسانده و اگر از آن
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 216 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى