كه در اين صورت مشبّه مقيّد بوده نه مشبّهبه .
ب : تشبيه مركّب بمركّب و مقصود از آن اينستكه هركدام از طرفين تشبيه ( مشبّه و مشبّهبه ) عبارت باشند از كيفيّتى كه از مجموع اشيائى كه با هم ملاصق و منظّم شدهاند حاصل شده حتّى اشياء مزبور شئ واحدى به حساب مىآيند چنانچه در بيت بشار آمده ، وى ميگويد :
كانّ مثار النّقع فوق رؤسنا * و اسيافنا . . .
چنانچه شرح و تقرير آن قبلا نقل گرديد .
ج : تشبيه مفرد بمركّب چنانچه مثالش قبلا گذشت و آن تشبيه شقيق كه مفرد است به اعلام ياقوت نشرن على رماح من زبرجد بوده كه مركّب است از امورى چند .
البتّه بايد توجّه داشت كه فرق بين مركّب و مفرد مقيّد محتاج به تأمّل و دقّت بوده كه بدون آن شخص دچار اشتباه و التباس مىگردد .
د : تشبيه مركّب بمفرد همچون قول ابو تمام طائى :
يا صاحبى تقصيّا نظريكما * تريا وجوه الارض كيف تصور
تريا نهارا مشمسا قد شابه * زهر الرّبا فكانّما هو مقمر
يعنى : اى دو صاحب و اى دو يار من نيك نظر نمائيد خواهيد ديد كه صفحههاى زمين چگونه صورت بستهاند ، مىبينيد روز آفتابى را كه با آن درخشندهگى قلّهها مخلوط شده گويا همچون شب مهتابى مىباشد .
در كتاب اساس اللّغه زمخشرى آمده :
كلمه [ تقصيّه ] يعنى به اقصا و نهايت خود رسيد ، بنابراين معناى [ تقصيّا الخ ] آنست كه در نظر خود را به اقصى و نهايت برساند .
و لفظ [ تصوّر ] تتصوّر بوده تاء از ابتدائش حذف شده و اهل