تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
شاعر در وصف سگ آمده : يقعى جلوس البدوى المصطلى . شاهد در هيئت سگ است كه آن از قرار گرفتن هريك از اعضاء حيوان در حال اقعاء حاصل مىشود . شارح گويد : مقصود آنست كه گاهى وجه شبه مركّب حسّى در هيئت سكون و عدم تحرّك مىآيد چنانچه در قول ابو الطّيب متنبّى كه سگ را در حال اقعاء ( نشستن روى دو لگن ) توصيف نموده چنين آمده :
يقعى جلوس البدوى المصطى * باربع مجد و له لم تجدل
يعنى : آن سگ مىنشيند همچون نشستن اعرابى كه با آتش گرم شود ، و نشستن سگ در اينحالت به اين كيفيّت استكه به روى چهار دست و پاى قوى و محكمى كه احدى غير از خدا به آن قوّت را نداده مىنشيند . كلمه [ يقعى ] يعنى روى دو لگن مىنشيند و [ مصطلى ] صيغه اسم فاعل از اصطلى بالنّار مشتق است يعنى گرم شونده با آتش و ضمير در [ كلّ عضو منه ] به كلب راجع مىباشد و شاهد در اينستكه شاعر در اين بيت نشستن سگ را به نشستن اعرابى در وقتى كه كنار آتش قرار گرفته و از آن اخذ گرمى مىكند تشبيه نموده است و وجه شبه هيئتى است كه از طرز و نحوه وقوع هرعضوى از سگ در حال اقعاء حاصل مىشود چه آنكه در حال اقعاء هرعضوى از اعضاء موقع خاصّى داشته و مجموع اعضاء واجد صورت خاصّى كه از اين مواقع تأليف و تركيب يافته است چنانچه صورت نشستن مرد اعرابى در وقتى كه كنار آتش نشسته و از گرماى
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 144 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى