و نسبى كاتصاف الشئ بكونه مطلوب الوجود او عدم عند النفس او كاتصافه بشئ تصورى وهمى محض .
ترجمه
مصنّف گويد :
و يا وجه شبه صفت اضافى است همچون ازاله حجاب در تشبيه حجّت به خورشيد .
شارح گويد :
كلمه [ اضافيّه ] عطف است بر [ امّا حقيقيّة ] و مقصود از صفت اضافى صفتى استكه هيئت مستقر و ثابتى در ذات نداشته بلكه معنائى است متعلّق به دو چيز همچون ازاله حجاب در تشبيه حجّت بخورشيد چه آنكه [ ازاله ] هيئت مستقر در ذات حجّت و خورشيد نبوده همانطوريكه در ذات حجاب نيز تقرّرى وجود ندارد .
سپس شارح گويد :
و گاهى صفت حقيقى را بر آنچه در مقابل اعتبارى است اطلاق كنند و چون مقصود از صفت اعتبارى وصفى استكه تحقّقى ندارد مگر بحسب اعتبار و لحاظ عقل لاجرم صفت حقيقى آنست كه داراى نفس الامريّت و تحقّق باشد وراء لحاظ و اعتبار عقلى و در كتاب مفتاح سكاكى اشاره نموده باينكه مراد از صفت اضافى همين معنا مىباشد ، وى مىگويد :
وصف عقلى منحصر است بين وصف حقيقى همچون كيفيّات نفسانى و وصف اعتبارى و نسبى مانند اتّصاف شئ باينكه از نظر نفس مطلوب الوجود يا مطلوب العدم مىباشد و نظير اتّصاف شئ بامر تصوّرى وهمى محض .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١١