القلع الّذى هو تفريق عنيف به شرط مقاومة المقروع للقارع و المقلوع للقالع و يختلف الصّوت قوّة و ضعف بحسب قوّة المقاومة و ضعفها .
ترجمه
مصنّف گويد :
2 - آنچه با گوش حسّ و درك مىشود از قبيل صدا هاى ضعيف و قوى و آنچه بين ايندو مىباشد .
شارح گويد :
كلمه [ بالسّمع ] عطف است به [ بالبصر ] .
سمع قوّهاى است در رگ و عصبى كه بر سطح باطن صماخين مفروش بوده و بواسطهاش اصوات درك مىشوند اعم از اصوات ضعيف و قوى و آنچه بين ايندو مىباشد .
صوت يعنى صدا از موج برداشتن فضاء حاصل مىشود و آن معلول دو چيز مىباشد :
الف : قرع .
ب : قلع .
قرع عبارتست از برخورد شديد شيئى بشئ ديگر مشروط باينكه مقروع در مقام قارع مقاومت داشته باشد .
قلع عبارتست از جدا شدن شديد شيئى از شيئ ديگر بشرطيكه مقلوع در مقابل قالع مقاومت داشته باشد .
البتّه صوت و صدائى كه بواسطه قرع يا قلع ايجاد مىشود بحسب قوّت و ضعف مقاومت مقروع يا مقلوع مختلف مىباشد .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٢