زدهاى ) كه شاهد است براى گرفتن اقرار به مفعول .
و بر همين قياس است امثله و شواهد ديگر .
سپس مىگويد :
و گاهى تقرير را به معناى تحقيق و تثبيت اخذ مىكنند چنانچه ميگويند أضربت زيدا يعنى شما زيد را البته و حتما زدهايد .
و سپس در ذيل [ اغير اللّه تدعون ] مىگويد :
در اين مثال امور مورد انكار يعنى [ غير اللّه ] پهلوى همزه واقع شده چه آنكه در انكار نيز همچون تقرير مطلب و معناى مورد انكار لازم است پهلوى همزه استفهام واقع شود چنانچه در قول شاعر فعل پهلوى آن واقع گرديده :
أيقتلنى و المشرفى مضاجعى .
و نيز در فرموده حقتعالى فاعل پهلوى آن قرار گرفته : أهم يقسمون رحمه ربك .
و مفعول در فرموده ديگر حقتعالى پس از آن واقع شده : اغير اللّه أتخذ وليّا
و اما غير همزه از ساير ادات استفهام پس هم براى انكار آمده و هم در تقرير استعمال مىگردند ولى اين تفاصيل و جزئياتى كه در همزه بيان داشتيم در آنها جارى نمىباشد چنانچه از نظر كثرت استعمال مانند همزه نمىباشند فلذا از آنها در اينجا بحث نشده است .
سپس در ذيل قول مصنف كه گفته است [ و منه ] مىگويد :
يعنى و از امثلهاى كه همزه در آن براى انكار مىباشد آيه شريفه :
اليس اللّه بكاف عبده مىباشد كه بواسطه همزه كافى نبودن حقتعالى
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 385
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٥