تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
و از همين قبيل است كه همزه در آن براى انكار آمده اين آيه شريفه أليس اللّه بكاف عبده ، يعنى آيا نيست خداوند متعال كافى براى عبد كه مقصود از آن اين است كه خداوند كفايت‌كننده بنده‌اش مىباشد . زيرا انكار نفى خود نفى نفى بوده و نفى نفى اثبات مىشود و همين معنى مراد كسى است كه گفته : همزه در اين آيه براى اقرار كردن به آن چيزى است كه نفى بر آن داخل شده نه اقرار بنفس نفى . شارح در دنباله [ ثمّ انّ هذه الكلمات الخ ] مىگويد : يعنى ادات استفهام بسا در معانى ديگرى كه مناسب مقام بوده و همواره قرائن مقتضى آنها است استعمال مىشوند نظير معانى مذكور در متن . و در دنباله [ مالى لا ارى الهدهد ] مىگويد : وجه استعمال [ ما ] در تعجّب اينست كه : هدهد ابدا از نظر حضرت سليمان عليه السلام مخفى و غايب نمىشد مگر آنكه در اين امر مأذون باشد از اينرو وقتى حضرت او را در جاى خودش نديد از حال خود كه حيوان را نمىبيند بشگفت آمده و اين كلام را فرمود و پرواضحست كه عاقل هيچگاه از خود استفهام نكرده و راجع به حال خويش خود را مورد سئوال قرار نمىدهد فلذا در اين مثال قطعا استفهام مراد نبوده بلكه تعجّب مقصود است . صاحب كشاف يعنى زمخشرى در تفسيرش آورده است : سليمان عليه السلام به مكان هدهد نگريست ، آن را در جايش نديد پس اظهار نمود : مالى لا اراه ، يعنى چيست مرا كه هدهد را نميبينم