فقر و تهىدستى باشد .
كلمه [ لست ] بضم تاء تا فعل متكلّم باشد بدليل ما قبل آن يعنى :
و انّى لصبّار على ما ينوبنى * و حسبك انّ اللّه اثنى على الصّبر
يعنى : بدرستيكه من برآنچه به من ميرسد شكيبا و صابر هستم بدرستيكه خداوند بر صبر و شكيبائى ثنا گفته است .
و بهرصورت شاعر در بيت اوّل يعنى : و لست بنظّار الخ
خود را به اين صفت توصيف مىكند كه بمعالى و امور بلند تمايل دارد و حاصل مراد او اينستكه :
سيادت و آقائى همراه با تعب و رنج بسوى من محبوبتر است از راحتى با كوچكى و ذلّت .
شاهد در اينستكه اين بيت نسبت به مصراع سابق اطناب مىباشد .
و قريب به همين قبيل است فرموده حقتعالى :
لا يسئل عمّا يفعل و هم يسئلون ( حقتعالى از آنچه بجاى مىآورد سؤال نميشود درحاليكه ايشان مورد سؤال قرار مىگيرند ) .
و قول حماسى يعنى سمئول بن حيا بن عاديا يهودى :
و ننكر ان شئنا على النّاس قولهم * و لا ينكرون القول حين نقول
يعنى : و اگر خواسته باشيم سخن مردم را برايشان انكار كرده و تغييرش مىدهيم ولى ايشان سخنى را كه ما بگوئيم انكار نكرده و تغييرش نمىدهند شاعر در اين بيت رياست و نفوذ حكم خود را توصيف كرده و مىگويد :
آنچه از قول و سخن غير ما است ، ما آن را تغيير مىدهيم و احدى جرأت اعتراض بر ما را ندارد .