داراى اعراب مىباشد درحاليكه اعتراض محلّى از اعراب ندارد .
برخى در وجه مباينت اعتراض با تتميم گفتهاند :
جهتش آنست كه در تتميم شرط نيست كه با جمله تحقّق يابد ولى در اعتراض اينمعنا شرط گرديده .
اين گفتار غلط و نادرست است زيرا مثل اين ميماند كه بگوئيم :
انسان با حيوان مباين است زيرا در حيوان نطق شرط نيست ولى در انسان شرط مىباشد پس همانطوريكه در اينجا حكم بمباينت نمودن غلط و اشتباه بوده در مورد بحث نيز صحيح نيست بخاطر امر ياد شده اعتراض را با تتميم مباين دانست .
نظريه فرقه دوم
بناء بگفته مصنّف برخى ديگر از ايشان اجازه دادهاند اعتراض بواسطه غير جمله صورت بگيرد .
لازم بتذكّر است ضمير مجرورى در [ تتميم ] به قائلين باينكه نكته در اعتراض گاهى دفع ايهام است راجع مىباشد و اينكلمه [ بعضهم ] معطوف است به [ بعضهم ] قبل و تقدير عبارت چنين مىباشد :
و جوّز بعضهم يعنى بعض القائلين بانّ نكتة الاعتراض قد تكون لدفع الابهام و ضمير در [ كونه ] به اعتراض راجع است .
سپس شارح مىگويد :
پس اعتراض از نظر اينفرقه آنست كه :
در اثناء كلام يا بين دو كلامى كه معنا بهم متّصلند به منظور نكتهاى از نكات
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 729
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٢٩