تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
و يا بعد از جمله معترضه ، جمله ديگرى آورده شده كه از نظر معنا به آن متّصل نيست در نتيجه اعتراض در وسط قرار گيرد . البته اين اصطلاح در مواضع متعددى از كتاب كشّاف ذكر گرديده است در نتيجه بايد بگوئيم : اعتراض از نظر اين فرقه آنست كه در اثناء و يا آخر كلام يا بين دو كلام متصل يا غير متصل به منظور نكته‌اى از نكات يك جمله يا بيشتر آورده شده كه هيچ يك محلّى از اعراب نداشته باشند اعم از آنكه نكته مزبور دفع ايهام بوده يا غير آن باشد و طبق اين تفسير اعتراض شامل مطلق تذييل و برخى از صور تكميل مىشود . امّا شمولش نسبت به تمام صور تذييل بخاطر آنست كه : واجب است تذييل بواسطه جمله‌اى تحقّق يابد كه محلّى از اعراب ندارد اگرچه مصنّف آن را ذكر نكرده است . و امّا شمولش نسبت به بعضى از صور تكميل جهتش آنست كه : برخى از صور تكميل بواسطه جمله‌اى كه محلّى از اعراب ندارند تحقّق مىيابند . چه آنكه تكميل گاهى بواسطه جمله و زمانى بواسطه غير جمله صورت مىگيرد و نيز جمله تكميليه گاهى داراى اعراب بوده و در پاره‌اى از اوقات چنين نيست پس برخى از صور تكميل مشمول اعتراض مىباشند . سپس شارح گويد : ولى اعتراض با تتميم مباين بوده و هيچيك از صور آن را شامل نميشود زيرا تتميم بواسطه فضله تحقّق مىيابد و همانطورى كه قبلا گفته شد فضله احتمالا