مصنف گويد :
نكته مذكور همچون تنزيه در فرموده حقتعالى :
و يجعلون للّه البنات سبحانه و لهم ما يشتهون .
و قرار مىدهند براى خداوند دختران منزّه و پاك است حقتعالى و قرار مىدهند براى خود آنچه را كه اشتهاء و ميل دارند .
شارح گويد :
پس كلام حقتعالى كه فرموده [ سبحانه ] جمله است زيرا مصدرى است كه عامل آن فعل مقدّر مىباشد و اينجمله در اثناء كلام قرار گرفته زيرا فرموده بارىتعالى يعنى [ و لهم ما يشتهون ] معطوف است بر [ للّه البنات ] و بدين ترتيب [ سبحانه ] بين معطوف و معطوف عليه واقع شده .
مصنّف گويد :
و نيز نكته مذكور مانند دعاء در قول شيبانى :
انّ الثمانين و بلّغتها قد * احوجت سمعى الى ترجمان
يعنى : بدرستيكه هشتاد سالگى و خدا كند كه به اين سنّ برسى گوشهاى من را به ديلماج و مترجم محتاج نموده است .
شارح مىگويد :
كلمه [ ترجمان ] يعنى مفسّر و كسى كه كلام را براى شخص شنونده تكرار مىكند
شاهد در [ بلغتها ] است كه جمله معترضه بوده و در اثناء كلام قرار گرفته زيرا از آن دعاء قصد شده و كلمه [ واو ] در مثل اينجمله را واو اعتراضيه گويند نه عاطفه و نه حاليّه خوانند .