رجل جلا مىباشد .
و معناى « رجل جلا » انكشف امره يا كشف الامور مىباشد
و بعضى گفتهاند :
كلمه « جلا » در اينجا علم است و حذف تنوين آن باعتبار اينستكه از جمله يعنى فعل با ضمير فاعلى نقل داده شده نه از فعل به تنهائى .
ج : صفت مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
و كان ورائهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبا ( و آنطرف ايشان سلطانى است كه هر كشتى سالمى را گرفته و غصب مىنمايد ) .
شاهد در « سفينة » است كه صفتش يعنى صحيحة يا نظير آن همچون سليمة يا غير معيبة حذف شده .
و دليل بر حذف صفت ما قبل آيه يعنى :
فاردت ان اعيبها ( پس قصد نمودم آن كشتى را معيوب نمايم ) مىباشد چه آنكه اين آيه دلالت مىكند سلطان كشتيهاى معيوب را نمىگرفته است
د : شرط چنانچه مثالش در آخر باب انشاء گذشت .
ه : جواب شرط و حذف آن بخاطر يكى از امور سهگانه ذيل مىباشد
1 - مجرّد اختصار مانند آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده :
و اذا قيل لهم اتّقوا ما بين ايديكم و ما خلفكم لعلّكم ترحمون .
و زمانيكه بايشان گفته شود از گناهان پيشروى و پشت سرتان اجتناب كنيد شايد مورد رحمت واقع شويد .
شاهد در جمله « اذا قيل الخ » است كه شرط بوده و جوابش حذف شده و تقدير آن اعرضوا مىباشد بدليل ما بعد آن يعنى :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 659
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٥٩