تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
شارح گويد : ضمير در [ تركها ] به واو راجع بوده و مقصود از ( عكس ما مرّ فى الماضى المثبت ) اين تقرير است كه بگوئيم : جمله اسميه بملاحظه مستمر بودنش بر مقارنت مضمون حال با مضمون عاملش دلالت دارد نه بر حصول صفت غير ثابت چه آنكه در محلش ثابت و مقرر است جملات اسميه بر دوام و ثبات دلالت دارند . و در دنبال [ كلّمته فوه الى فىّ ] مىگويد : معناى اين مثال آنست كه تكلم من با فلانى بنحو خطاب مشافهى يعنى لب‌به‌لب بود . سپس مىگويد : ضمير در [ دخولها ] به واو برگشته و مقصود از [ اولى ] ، اولى بودن ذكر واو از تركش مىباشد و ضمير در [ دلالتها ] بجمله اسميّه راجعست . بعدا در دنبال [ و انتم تعلمون ] مىگويد : يعنى و انتم من اهل العلم و المعرفه ( و حال آنكه شما از اهل دانش و شناخت هستيد ) و انتم تعلمون ما بينهما من التفاوت ( و حال آن‌كه مىدانيد تفاوت بين حقتعالى و انداد را ) . عبد القاهر مىگويد : اگر مبتداء در جمله اسميه‌اى كه حال واقع شده ضميرى باشد كه به صاحب حال برمىگردد ذكر [ واو ] واجب است اعم از آنكه خبرش فعل باشد مانند : جاء زيد و هو يسرع . يا اسم بيايد نظير : جاء زيد و هو مسرع . و دليل اين گفتار آن است كه :