با واو و نه بدون آن .
و در ذيل كلمه [ و الّا ] مىگويد :
اين عبارت معطوف است بر [ ان خلت ] يعنى و ان لم تخل الجملة الحالية عن ضمير صاحبها .
و بهرتقدير در صورتى كه جمله حاليه از ضمير صاحب حال خالى نيست اگر فعليه بوده و فعل آن مضارع مثبت باشد دخول [ واو ] در آن جمله بعنوان رابط ممتنع است مانند اين آيه شريفه : لا تمنن تستكثر .
يعنى اعطاء و بخشش مكن در حالى كه عطاء خود را فراوان و زياد مىشمارى .
و دليل براينكه در جمله حاليه مزبور نبايد رابط [ واو ] باشد آنست كه اصل در حال ، حال مفرده مىباشد چه آنكه مفرد اصالت در اعراب را داشته و جمله بملاحظه اينكه بجاى آن واقع مىشود طفيلى مفرد محسوب مىگردد و واضح و روشن است كه حال مفرده دلالت مىكند بر حصول صفت غير ثابت در حالى كه اين حصول مقارن است با آنچه كه حال قيد براى آن مىباشد يعنى عامل .
و مقصود از [ صفت ] معنائى است كه قائم به غير باشد چه آنكه حال بيان هيئتى را كه فاعل يا مفعول دارا هستند مىنمايد و هيئت معنائى است قائم به غير .
و اما اينكه گفتيم صفت غير ثابت ، جهتش آنست كه كلام ما فعلا در حال منتقله مىباشد .
و اما اينكه گفتيم حصول مقارن است با عامل وجهش آنست كه :
غرض از حال تخصيص دادن وقوع مضمون عامل است به وقتى كه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 576
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٧٦