مضمون حال حاصل مىباشد و اين همان معناى مقارنت است .
و بهرتقدير چون در حال مفرده رابطه [ واو ] نيست در جمله حاليّه مورد صحبت نيز كه بمنزله آن است نبايد رابط را [ واو ] قرار داد زيرا فعل مضارع مثبت نيز همچون حال مفرده دلالت بر حصول صفت غير ثابتى كه با عامل مقارن است دارد از اينرو همچون حال مفرده دخول [ واو ] بر آن ممتنع مىباشد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : و ذلك بان يكون الخ : مشاراليه [ ذلك ] جواز انتصاب حال از ذو الحال مىباشد .
قوله : بان يكون فاعلا او مفعولا : ضمير در [ يكون ] به ماء موصوله در [ ما يجوز الخ ] راجع است .
و مثال فاعل بودن ذو الحال [ جاء زيد و هو راكب ] مىباشد حال اگر بجاى [ و هو راكب ] جملهاى قرار داديم كه مشتمل بر ضمير [ زيد ] نباشد مثلا گفتيم :
جاء زيد و يتكلّم عمرو ( آمد زيد در حالى كه عمرو سخن مىگفت ) .
جايز است جمله [ يتكلم عمرو ] را حال براى [ زيد ] قرار داده و رابطش را كلمه [ واو ] بدانيم .
و مثال مفعول بودن ذوالحال در مورد بحث رأيت زيدا و يتكلّم عمرو ( ديدم زيد را در حالى كه عمرو سخن مىگفت ) مىباشد و بايد توجه داشت كه مقصود از [ مفعول ] اعم از مفعولبه و مفعول بواسطه مىباشد ، مثال مفعولبه گذشت و مثال مفعول بواسطه همان جار و مجرور است مانند :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 577
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٧٧