تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
ضمير فاعلى در [ تقع ] بجمله راجع بوده و ضمير در [ عنه ] به [ ما يجوز ان ينتصب عنه حالا ] برمىگردد . و پس از آن چنين مىنويسد : مصنف در متن بجاى اينكه بگويد : يجوز ان تقع تلك الجملة حالا عنه . عبارت [ ينتصب عنه حال ] را آورد تا جمله‌اى كه خالى از ضمير بوده و مصدر به مضارع مثبت است در آن داخل گردد چه آنكه اسم واقع قبل از چنين جمله‌اى جايز نيست ذو الحال واقع شده و آن جمله را حال از آن قرار داد ولى معذلك جايز است اجمالا حال را از آن نصب داد ، بنابراين قول مصنف در متن كه گفت : كلّ جملة خالية عن ضمير ما يجوز ان ينتصب عنه حال . شامل جمله‌اى مىشود كه مصدر است بفعل مضارعى كه از ضمير مذكور خال مىباشد و بدين ترتيب استثناء آن از جمله ياد شده صحيح مىباشد پس قول مصنف كه بعدا گفته : الا المصدرة بالمضارع المثبت نحو جاء زيد و يتكلم عمرو ، بجا و در موردش واقع شده است در مثالى كه مصنف ذكر كرده جايز نيست جمله [ و يتكلّم عمرو ] حال از زيد باشد چه آنكه عنقريب خواهيم گفت كه ربط چنين جمله‌اى واجب است تنها با ضمير باشد . و سپس مىگويد : معلوم باشد كه مراد مصنف از [ كلّ جملة الخ ] هرجمله‌اى است كه اجمالا براى حال واقع شدن صلاحيت داشته باشد همچون جملات اخباريّه بخلاف انشائيات كه اصلا براى حال قرار گرفتن صالح نيستند نه