تماثل عبارتست از اتحاد در نوع مانند اتحاد زيد و عمرو مثلا در انسانيت و وقتى تماثل جامع بين دو شيئ بود ديگر صحت كلام ما همچون :
زيد كاتب و عمرو شاعر .
موقوف نيست براينكه زيد و عمرو با هم برادر يا دوست و يا امثال ايندو باشند زيرا بدون تحقق هيچيك از اين معانى با هم متماثل هستند بدليل آنكه هردو از افراد انسان محسوب مىشوند .
جواب از انتقاد
سپس در مقام جواب از انتقاد مذكور مىگويد :
مقصود از تماثل در اينجا اشتراك در وصفى است كه به واسطهاش يك نوع اختصاصى براى متماثلين پيدا شود چنانچه در باب تشبيه انشاء اللّه به زودى خواهد آمد و پرواضح است مجرد اشتراك دو شئ در انسان بودن امتياز خاصى براى آنها نمىباشد .
سپس در ذيل [ او تضايف ] مىگويد :
تضايف آنست كه دو شئ به نحوى باشند كه تعقل هريك بدون ديگرى امكان نداشته و هريك در تصور موقوف به ديگرى فرض شود مانند علّت و معلول چه آنكه هرامرى كه امر ديگرى از او صادر شود اعم از آنكه استقلالا بوده يا بواسطه انضمام غير به آن باشد امر مصدور عنه را علت و صادر را معلول خوانند و پرواضح است كه تصور هريك از صادر و مصدور عنه به عنوان صادر يا مصدور عنه بودن موقوف بر تصور ديگرى است .
و نيز مانند اقل و اكثر چه آنكه هرعددى كه در وقت شمردن قبل از عدد ديگر فانى و زائل گردد آن اقل از عدد بعدى خواهد بود و
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 537
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٣٧