تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
ثلاثة تشرق الدّنيا ببهجتها * شمس الضحى و ابو اسحق و القمر
سه چيز است كه دنيا به صفاى آنها نورانى است : آفتاب در ظهر ابو اسحق و ماه تابان و يا بين آن دو چيز تضاد مىباشد مثل تضادى كه بين سياهى و سفيدى و كفر و ايمان مىباشد . شارح در ذيل [ اما عقلى ] گويد : جامع عقلى امرى است كه به سببش عقل مقتضى باشد كه آن دو در قوّه مفكّره اجتماع كنند . و پس از آن در دنباله [ يرفع التّعدد بينهما ] مىافزايد : بعد از آنكه عقل متماثلين را از تشخص خارجى مجرد كرده و تعدد واقع بين آنها را رفع نمود آن دو متحد مىشوند و توضيح و شرح آن اين است كه : عقل جزئى حقيقى را از عوارض مشخصه خارجيه مجرد ساخته و از آن معناى كلى انتزاع نموده و سپس دركش مىكند چنانچه در محلّش مقرر است و اما سر اينكه مصنف قيد [ فى الخارج ] را آورد و گفت : عقل مثلين را از تشخصات خارجى مجرد مىسازد . وجه آن اينست كه : عقل شيئ را از مشخصات عقلى برهنه و مجرد نمىنمايد زيرا آنچه در عقل موجود است الزاما مىبايد واجد تشخّص عقلى بوده كه بواسطه‌اش از ساير معقولات ممتاز شود . انتقاد مرحوم شارح سپس شارح گويد : در اينجا از نظر ما اشكال و ايراد است و آن اينكه :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 536 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى