تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
احسنت الى زيد ، زيد حقيق بالاحسان ( يعنى بزيد احسان نمودم ، زيد شايسته است به احسان شدن ) . ب : جمله‌اى كه مبتنى بر صفت كسى باشد كه مورد استيناف قرار گرفته نظير : احسنت الى زيد ، صديقك القديم ، اهل لذلك ( به زيد احسان نمودم ، او دوست قديم تو بوده و براى اين معنا اهليّت دارد ) . البته استينافى كه مبتنى بر وصف باشد بليغ‌تر مىباشد . شارح گويد : ضمير در [ ايضا منه ] به استيناف راجعست و اين عبارت اشاره است به تقسيم ديگرى براى استيناف . سپس در ذيل [ ما يأتى باعادة اسم ما استؤنف عنه ] مىگويد : يعنى وقع عنه الاستيناف و اصل عبارت [ ما استؤنف عنه الحديث ] مىباشد سپس مفعول يعنى ( الحديث ) حذف شده و فعل را به منزله فعل لازم به حساب آورديم . و مثال استينافى كه بواسطه اعاده اسم [ ما استؤنف عنه ] باشد مانند مثالى است كه مصنف در متن آورده يعنى : احسنت انت الى زيد ، زيد حقيق بالاحسان . كه در اين مثال جمله [ زيد حقيق بالاحسان ] مستأنفه بوده و با اعاده اسم زيد صورت گرفته است . سپس در دنبال [ و منه ما يبنى على صفته ] مىافزايد : يعنى صفت كسى كه استيناف از آن حاصل شده بدون اينكه اسم آن اعاده گردد .