تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
ترجمه مصنّف گويد : يا آوردن اسم اشاره به منظور تهكّم بسامع است چنانچه اگر سامع نابينا باشد و وى را با اسم اشاره خطاب كنند يا مقصود نداء و آگاه نمودن بر كودن بودن سامع است يا قصد نداء دادن بر كمال زيركى او است يا ادعاء كمال ظهور مسنداليه مىباشد . و بر وضع اسم اشاره بجاى ضمير بخاطر ادعاء كمال ظهور مىباشد مثاليكه از غير باب مسنداليه آمده و آن قول شاعر استكه مىگويد :
تعاللت كى اشجى و ما بك علّة * تريدين قتلى قد ظفرت بذلك
يعنى اظهار مرض نمودى تا من محزون و غمناك شوم در حالى كه به تو هيچ مرض و آفتى نمىباشد ، اراده‌ات كشتن من بود ، همانا كه به اين مقصود نائل شدى . شارح گويد : كلمه [ او التّهكّم ] عطف است بر [ كمال العناية ] و ضمير در [ اذا كان ] به سامع راجعست و بدنبال [ اذا كان السامع فاقد البصر ] ميگويد : يا آنكه در مورد اسم اشاره اصلا مشاراليهى نباشد سپس گويد : ضمير در [ بلادته ] به سامع عود مىكند و مقصود از بلادت سامع اينست كه متكلّم بوسيله اسم اشاره تنبيه مىكند كه سامع غير از محسوسات را درك نمىتواند بكند چنانچه مقصود از كمال فطانت اينست كه غير محسوس نزد مخاطب بمنزله محسوس مىباشد بعد از آن گويد : ضمير در [ كمال ظهوره ] به مسنداليه عود مىكند و در [ عليه ] به وضع اسم اشاره بجاى ضمير بخاطر ادّعاء كمال ظهور راجعست و مراد از [ هذا الباب ] باب مسنداليه است .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 581 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى