الاشارة ، لكمال العناية بتمييزه ، ليرى السّامعين انّ هذا الشئ المتميز المتعيّن هو الذى له الحكم العجيب و هو جعل الاوهام حائرة و العالم النّحرير زنديقا ، فالحكم البديع هو الذى اثبت للمسند اليه المعبّر عنه باسم الاشاره .
ترجمه
مصنّف گويد :
و گاهى به عكس مىشود ، پس اگر ظاهريكه بجاى ضمير گذارده شده اسم اشاره باشد غرض كمال عنايت به تمييز و تشخيص مسند اليه مىباشد چون اختصاص به حكم تازهاى دارد همچون قول شاعر :
كم عاقل عاقل اعيت مذاهبه * و جاهل جاهل تلقاه مرزوقا
هذا الذى ترك الاوهام حائرة * و صيّر العالم النّحرير زنديقا
يعنى : بسا عاقليكه كامل در داشتن عقل است طرق معاش وى را عاجز و ناتوان نموده و در مقابل بسيارى از جهّال كه در كمال جهل و نادانى هستند روزى ايشان در مقابلشان آماده شده مىباشد .
همين امر افكار و خيالات را متحيّر و پريشان نموده و عالم سترك را زنديق و كافر گردانيده است شاهد در [ هذا ] است كه بجاى ضمير قرار داده شده .
شارح گويد :
ضمير نائب فاعلى در [ يعكس ] به وضع مضمر بجاى اسم ظاهر راجع است و عكس آن اين مىشود كه اسم ظاهر را بجاى ضمير قرار مىدهند .
و ضمير در [ فان كان ] به اسم ظاهرى كه بجاى ضمير گذاردهاند راجعست و ضمير در [ تمييزه ] به مسنداليه عود مىنمايد .