تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
لاجرم همين امر را مىتوان بجاى سور قضيّه تلقّى نمود زيرا مقصود از [ سور ] چيزى غير از اين نيست بنابراين نمىتوان اين قضيّه را از اقسام قضاياى مهمله دانست . پس در اين هنگام آنچه در اينمقام گفته شده دفع و ساقط ميگردد . بعضى گفته‌اند : از اينرو به قضيّه [ لم يقم انسان ] مهمله اطلاق شده كه سور در آن نمىباشد . شرح فارسى : توضيح مصنّف در اين عباراتيكه نقل شد متعرّض اشكال سوّمى به ابن مالك مىشود كه تقريبا ميتوان آن را مناقشه لفظى دانست و توضيح آن بطور اختصار چنين مىباشد . ابن مالك در عبارتيكه از وى نقل گرديد گفته بود : سالبه مهمله در قوّه سالبه كليّه است و مقصودش از [ سالبه مهمله ] لم يقم انسان مىباشد . حاصل اعتراض مصنّف اينست كه اطلاق سالبه مهمله بر اين قضيّه بر خلاف اصطلاح ارباب فنّ است زيرا قوم به اين قضيّه سالبه كليّه گويند : به جهت آنكه نكره واقع در سياق نفى مفيد عموم است و نفس اين وقوع خود سور قضيّه محسوب مىشود . قوله : لانّه قد بيّن فيها : ضمير در [ لانّه ] به معناى [ شأن ] بوده و در [ فيها ] به قضيّه‌اى كه موضوع نكره در سياق نفى است راجع مى باشد . قوله : و البيان لا بد له الخ : مقصود از [ بيان ] بيان اين