قول سكّاكى كه گفته [ يقرب ] مشعر است باينكه در آن قدرى تقوّى مىباشد ولى نه مثل تقوى حاصل در [ زيد قام ] .
پس اوّلى بخاطر تضمنش ضمير را و دوّمى به جهت شباهتش بخالى از ضمير .
سپس در ذيل [ و لهذا ] مىگويد :
يعنى و بخاطر شباهتش بخالى از ضمير حكم نشده است كه مثال [ قائم ] با ضمير و همچنين با فاعل ظاهر جمله است و نيز با قائم مشتمل بر ضمير معامله جمله را در اينكه آن را مبنى بدانند نكردهاند چه آنكه مثل [ رجل قائم ] و [ رجلا قائما ] و [ رجل قائم ] را اعراب دادهاند .
شرح فارسى :
توضيح
ديگر از مقالات سكّاكى اينست كه گفته :
مثال [ زيد قائم ] در اينكه افاده تقوى مىكند نزديك به [ زيد قام ] است چه آنكه اسناد قيام بمسنداليه در هردو مثال مكرّر است ولى فرقيكه بين ايندو مثال مىباشد اينست كه [ قام ] در خطاب و تكلّم و غيبت با مسنداليه بايد مطابق باشد چنانچه ميگوئيم [ انا قمت ] و [ انت قمت ] و [ هو قام ] ولى [ قائم ] اينطور نيست بلكه همچون اسماء جوامد تغيّرى نمىنمايد فلذا در هرسه حالت ميگوئيم [ انا قائم ] و [ انت قائم ] و [ هو قائم ] چنانچه در اسماء جامد كه از ضمير خالى هستند مانند رجل مىگوئيم [ انا رجل ] و [ انت رجل ] و [ هو رجل ] .
شارح گويد :
همين فرق بين ايندو مثال سبب شده است كه سكّاكى درباره
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 521
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢١