مثال [ زيد قائم ] بگويد اينمثال نزديك به [ زيد قام ] است و نگفته نظير و مانند آنست .
قوله : و فى بعض النسخ [ و شبهه ] الخ : در بعضى از نسخههاى متن كلمه [ شبّهه ] بتشديد ( باء ) ضبط شده چنانچه گذشت و در بعضى ديگر از نسخ اينكلمه را بتخفيف ( باء ) و مجرور نوشتهاند تا عطف باشد بر [ تضمّنه ] و بنابراين معناى عبارت چنين است :
مثال [ زيد قائم ] نزديك به [ زيد قام ] است در افاده كردن تقوى نه اينكه همچون آن مفيد تقوى باشد و علّت و وجه آن دو امر است :
1 - از نظر اشتمالش بر ضمير نزديك بمثال مزبور بوده و از تقوى اندكى در آن مىباشد .
2 - از جهت شباهت داشتنش بخالى از ضمير نظير مثال نبوده بلكه همچون اسماء جامده مىباشد .
قوله : و لهذا اى و لشبهه الخ : مصنّف گويد :
چون مثال نامبرده باسم خالى از ضمير شباهت دارد لاجرم با اينكه مجموع مسنداليه و مسند در آن جمله است به آن اين اسم اطلاق نشده و در خصوص [ قائم ] با اينكه ضمير در آن مستتر است و با ملاحظه ضمير جمله بوده و مىبايست مبنى باشد اينحكم دربارهاش اجراء نشده است فلذا در مثالهاى [ رجل قائم ] و [ رجلا قائما ] و [ رجل قائم ] اولى مرفوع و دوّمى منصوب و سوّمى مجرور قرائت مىشود .
متن : و ممّا يرى تقديمه كاللازم لفظ مثل و غير فى نحو مثلك لا يبخل و غيرك لا يجود بمعنى انت لا تبخل و انت تجود من غير ارادة تعريض به غير المخاطب لكونه اعون على المراد بها .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 522
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢٢