شارح گويد :
ضمير در [ تقديمه ] بمسنداليه راجعست يعنى :
و از چيزهائى كه تقديمش بر مسند بمنزله لازم قرار داده شده است الخ .
و سپس در ذيل [ لفظ مثل و غير ] مىگويد :
البته اين حكم در جائى است كه بر سبيل كنايه آنها را استعمال نمايند .
و بعد در دنباله [ من غير ارادة تعريض به غير المخاطب ] مى نويسد :
مقصود از تعريض به غير مخاطب آنست كه بواسطه كلمه [ مثل ] و [ غير ] انسان ديگرى را كه مانند مخاطب يا غير مانند با وى مىباشد اراده كنند و در دو مثال مذكور اينطور نبوده بلكه مراد اينست كه نفى بخل از مخاطب بطريق كنايه نموده باشند ، زيرا وقتى بخل را از كسى كه بر صفت مخاطب باشد نفى بكنند بدون قصد به مماثل لازمهاش نفى آن از مخاطب بوده و بواسطه اين نفى جود را برايش اثبات مىكند چه آنكه جود مقتضى محلّى استكه به آن قائم باشد .
سپس مىافزايد :
تقديم مسنداليه در مثل چنين صورتى از اينرو بمنزله لازم قرار داده شده است كه بر نيل به مقصود و رسيدن بمراد انفع و اعود مىباشد .
ضمير در [ بهما ] به هذين التركيبين عود مىكند چه آنكه غرض از ايندو تركيب اثبات حكم بطريق كنايه است و آن از تصريح ابلغ و رساتر مىباشد و تقديم مسنداليه به منظور افاده تقويت بر اين مراد انفع و اعود
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 524
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢٤