تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
بعيد مذكور را مرتكب شده تا بدينوسيله مسوّغ و مجوّزى براى نكره بودن مبتداء تحصيل كند و حال آنكه بعضى از ادباء تصور كرده ( رجل ) در مثال مزبور از نظر سكّاكى مبتداء نبوده بلكه بدل مقدّم است فلذا جمله را فعليّه پنداشته و براى تثبيت آن بوجوه و امور بعيده‌اى پرداخته و در اثناء اين امور كلامى از قطب الدّين شيرازى شارح مفتاح به عنوان شاهد و سند براى مرامش آورده و آن اينست كه وى در مثال [ زيد قام و عمرو قعد ] سهوا و اشتباها گفته محتمل است زيد و عمرو فاعل يا بدل مقدّم باشند و حال آنكه اين بعض التفاتى بتصريحات حضرات ننموده كه گفته‌اند تابع تقديمش ممتنع است حتّى شارح مزبور نيز خود در جاى ديگر بطور صريح گفته است مقدّم شدن فاعل ممكن نيست ولى توابع در صورتى كه از تابعيّت قطع شوند ممكن است مقدّم شوند ولى در غير اين صورت آنها نيز همچون فاعل لفظى مستحيل التقديم هستند . قوله : و من العجائب الخ : در حاشيه دسوقى آمده كه از اينعبارت تا [ فافهم ] در برخى از نسخ موجود نيست و احتمال دارد كه در اصل حاشيه‌اى از بعضى محشين بوده نه كلام شارح باشد . قوله : و يتمسّك فى ذلك : مشاراليه [ ذلك ] قول مذكور يعنى بدل مقدّم بودن و اينكه جمله فعليّه بوده نه اسميه مىباشد . قوله : و بما وقع من السّهو الخ : يعنى و يتمسّك بما وقع الخ قوله : و لا يلتفت الى تصريحاتهم : ضمير فاعلى در [ لا يلتفت ] به بعضهم يزعم راجعست . قوله : فافهم : اشاره است به تهافتى كه در عبارت قطب الدّين است زيرا در عبارت اوّل گفت : يحتمل ان يكون فاعلا مقدّما و