ترجمه
شارح گويد :
و از امور شگفتانگيز آنكه سكّاكى در مثل [ رجل جائنى ] وجه بعيدى كه ذكر شد از اينجهت مرتكب شده تا مبتداء نكره محضه نباشد .
و برخى از ارباب فن پنداشتهاند كه [ رجل ] از نظر سكّاكى بدل مقدّم بر مبدّل منه است نه مبتداء و جمله فعليّه بوده نه اسميّه و در اثبات اين مرام به اشارات بعيدى از كلام سكّاكى متمسّك شده است و نيز براى تثبيت اين گفته بكلاميكه سهوا از شارح علامه ( مقصود قطب الدّين شيرازى است كه مفتاح العلوم سكّاكى را شرح نموده ) در مثال [ زيد قام ] و [ عمرو قعد ] صادر شده متوسّل شده .
زاعم گفته است :
احتمال دارد مرفوع مقدّم بدل مقدّم يا فاعل مقدّم باشد و وى التفات به تصريحات ادباء نكرده كه تقديم توابع بر متبوعات ممتنع است حتّى شارح علامه نيز در اين مقام گفته است :
فاعل آنست كه به هيچ وجهى بر فعلش مقدّم نمىشود ، امّا توابع احتمال دارد بطريق فسخ مقدّم شوند .
و مقصود از طريق فسخ اينست كه از تابعيّت فسخ شده و سپس مقدّم گردند ولى از غير طريق فسخ تقديم آنها نيز امر ممتنعى مىباشد زيرا مستحيل است تابع بملاحظه تابع بودن بر متبوع مقدّم گردد .
شرح فارسى :
توضيح
از امور عجيبه اينكه سكّاكى در مثال [ رجل جائنى ] وجه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 516
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥١٦