و تأخير نمود كه از افاده تخصيص در آن مانعى نباشد مانند : رجل جاءنى چه آنكه معناى آن اينست كه فقط رجل آمد نه زن ( تخصيص جنس ) يا فقط يكمرد آمد نه بيشتر ( تخصيص فرد ) و لذا در آن هيچ مانعى از دو تخصيص مزبور نيست بخلاف مثال معروف شرّ اهرّ ذا ناب ( شرّ عظيمى بصدا آورد صاحب نيش را ) زيرا در اين مثال هم مانع از تخصيص جنس وجود دارد و هم از تخصيص فرد :
اما مانع از تخصيص اوّل : وجهش اينست كه نمىتوان گفت :
( المهر شرّ لا خير ) يعنى بصدا درآورنده سگ تنها شرّ است نه خير ، زيرا تخصيص را در جائى مىآورند كه مخاطب توهّم خلاف آن را نموده باشد و بديهيست كه [ مهرّ ] به لحاظ شرّ محض بودنش توهّم خير در آن راه ندارد تا محتاج به اتيان كلامى باشيم كه افاده تخصيص كند .
امّا مانع از تخصيص دوّم : جهتش اينست كه بسيار بعيد به نظر مىآيد كه چنين تركيبى را اهل محاوره در اين قبيل تخصيص استعمال كنند و در كلام هيچيك از فصحاء ديده نشده كه از ان اراده اينمعنا را كرده باشند : مهر فقط يك شرّ است نه بيشتر و گويا عدم اراده اينمعنا به اين جهت باشد كه كلام مزبور در مقام تحريض و بعث بر دفع شرّ گفته مىشود و حال آنكه تخصيص فرد و اراده معناى مزبور با آن منافى بوده و چه بسا موجب سستى در دفع شرّ بشود .
استدراك
ولى با تفاصيل مزبور مشاهده مىشود كه حضرات اهل ادب تصريح نمودهاند كه مثال مزبور مفيد تخصيص است لاجرم براى توجيه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 508
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٠٨