مىباشد بخلاف خلوّ از تابع كه اينطور نيست .
كلاميست فاسد چه آنكه اين ملاحظه اعتبار محضى بيش نميباشد .
شرح فارسى :
توضيح
مناقشه در كلام سكاكى
مصنّف كلام سكّاكى را نپسنديده و از آن اعراض نموده است .
شارح علّت آن را اينطور تقرير مىكند : همانطوريكه فاعل لفظى را با حفظ اين عنوان نمىتوان بر عاملش مقدّم نمود بلكه در صورت تقديم مبدّل بمبتداء مىشود عينا فاعل معنوى همچون تأكيد يا بدل و يا عطف بيان از فاعل همينطور هستند پس در مثال : رجل جاءنى كه افاده تخصيص را بواسطه تقديم رجل بر جاءنى تثبيت كرديم و گفتيم ابتداء مؤخّر بوده تا بدل از فاعل مستتر در جاءنى باشد و سپس به منظور افاده تخصيص مقدّم شد اگر تقديم با حفظ بدليّت نيز باشد امرى است غير ممكن و در غير اين صورت هم كه مفيد غرض مقصود نيست پس فرض خلوّ مانع در آن صحيح نمىباشد .
سپس مىگويد : بلكه مىتوان امتناع تقديم تابع را اولى از فاعل دانست زيرا در تقديم تابع بايد ملتزم به دو خلاف اصل شويم :
1 - تقديم تابع بر متبوع چه آنكه فرض اينست كه تنها تابع را مقدّم داشتيم .
2 - تقديم آن بر چيزى كه متبوعش بر آن ممتنع است مقدّم شود ، يعنى : عامل .