گرفت تقديم براى تخصيص است قطعا و در غير اين صورت گاهى براى تخصيص بوده و زمانى به منظور تقوى مىآيد اعم از آنكه مسنداليه ضمير بوده يا اسم ظاهر باشد ، معرفه بوده يا نكره باشد ، فعل مثبت بوده يا منفى باشد ولى مرام سكّاكى آنست كه مسنداليه اگر نكره باشد تقديمش براى تخصيص است مشروط باينكه مانعى از آن ممانعت نكند و اگر معرفه باشد در صورتى كه اسم ظاهر بوده فقط براى تقوى و بفرض آنكه ضمير باشد گاهى براى تقوى و زمانى براى تخصيص مىآيد بدون اينكه فرقى باشد بين مسنداليه واقع بعد از حرف نفى و غيرش .
و به همين معنا اشاره نموده مصنف با قولش كه مىگويد :
[ الّا انّه الخ ] .
ضمير منصوبى در [ انّه ] به سكّاكى و ضمير مجرورى در [ كونه ] بمسند اليه راجعست .
سپس در ذيل [ انا قمت ] مىگويد :
در اينمثال مىتوان فرض كرد كه اصلش [ قمت انا ] بوده ، پس كلمه [ انا ] فاعل معنوى استكه در لفظ بعنوان مؤكّد از آن استفاده شده است .
شرح فارسى :
توضيح
سكّاكى از جهتى با شيخ موافق و از حيثى مخالفست :
اما جهت موافقت : همانطوريكه شيخ تقديم مسند اليه بر مسند را موجب افاده تخصيص و تقوى مىداند سكّاكى نيز به آن معتقد است .
و اما حيثيّت مخالف : در تفصيل اينمسئله و اينكه افاده
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 495
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٩٥