مضاف و نه مضافاليه است بزرگ نموده كه بنده شاه در پيش وى حضور بهمرسانده و معناى عبارت [ غيرهما ] در متن همين استكه مسند اليه نه مضاف بوده و نه مضافاليه .
سپس در ذيل [ او لتضمّنها تحقيرا ] مىنويسد :
مقصود آنست كه اضافه مشتمل باشد بر تحقير مضاف مانند : ولد الحجام حاضر ( فرزند خونگير حاضر است ) يا دربرداشته باشد تحقير مضافاليه را نظير ضارب زيد حاضر ( زننده زيد حاضر است ) .
يا در اضافه تحقير غير مضاف و مضافاليه فهميده مىشود مانند :
ولد الحجام جليس زيد ( فرزند خونگير همنشين زيد مىباشد ) .
يا اضافه به اين منظور است كه ما را از تفصيلى كه بر ايمان متعذّر است بىنياز مىكند مانند :
اتفق اهل الحق على كذا ( اهل حق بر فلان امر با هم اجماع نمودهاند ) .
يا از تفصيلى كه بر ايمان مشكل است بىنياز مىگرداند مانند :
اهل البلد فعلوا كذا ( اهل شهر فلان كار را كردند ) .
يا مانعى از تفصيل وجود دارد مانند تقديم برخى بر بعضى ديگر مثل علماء البلد حاضرون ( دانشمندان شهر حاضر هستند ) .
و غير اين از اعتبارات ديگر :
شرح فارسى :
توضيح
2 - به منظور تعظيم از مقام مضافاليه مثل : عبدى حضر
3 - تعظيم از مقام مضاف مانند عبد الخليفة ركب .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 418
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤١٨