جديد و معناى علمى اراده شود ولى در صورتى كه از آن معناى اصلى و وضع اوّليس مقصود باشد امر مزبور لازم نيست بلكه همين مقدار كه از معناى اصلى موضوعله بلازمه آن منتقل شديم كنايه محقّق مىشود چنانچه در مثال مزبور چنين است .
كلام بعضى ديگر و جواب از آن
بعضى ديگر از ادباء گفتهاند در اينمقام سه نحو تصوّر است :
ج : لفظى به لحاظ وضع اوّلى گفته شود و از آن لازمهاش اراده گردد چنانچه لفظ حاتم ( بكسر تاء ) را كه در لغت به معناى قاضى است بگويد و از آن لازمهاش را اراده كنند .
د : لفظى را به لحاظ وضع ثانوى بگويند و از آن لازمه اين وضع را اراده نمايند چنانچه لفظ مزبور را كه براى شخص كريمى وضع شده القاء نموده و از آن لازمهاش را كه جواد باشد اراده نمايند .
ه : لفظى را القاء كنند نه به لحاظ وضع اول و نه باعتبار وضع ثانى بلكه از همان ابتداء لازمه را مدلول لفظ و مقصود از آن قرار دهند چنانچه در مثال مذكور ابتداء لفظ حاتم را در جواد استعمال كنند يا لفظ ابو لهب را در جهنّمى .
سپس گفته : كنايه صورت سوّم است و دو صورت قبل را بعنوان كنايه نپذيرفته است .
شارح از اين تقرير سه جواب مىدهد بشرح ذيل :
اوّل : تقرير مذكور تفسير كنايه نيست بلكه استعاره را اثبات مىكند زيرا در تفسير استعاره چنانچه انشاء اللّه عنقريب بيان مىشود گفتهاند :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 354
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥٤