غير او در اين كنايه مثال به [ تبّت يدا ابى لهب ] آوردهاند و حال آن كه مراد به آن شخصى استكه نامش ابو لهب است نه كافر ديگر .
و در ذيل [ او ايهام استلذاذه ] مىگويد :
يعنى علم را لذيذ بيابند مانند قول شاعر : تاللّه يا ظبيات القاع قلن لنا الخ .
و بدنبال [ او التّبرّك به ] مىگويد :
مانند اللّه الهادى و محمد الشّفيع و امثال ايندو مثال همچون تفأل و تطيّر و مسجّل نمودن بر سامع و غير او از آنچنان اعتباراتى كه در اعلام مناسب است .
شرح فارسى :
توضيح
غرض از علم آوردن مسنداليه
غير از امر مزبور اغراض ديگرى بر علم آوردن مسنداليه مترتّب است كه ذيلا بيان مىكنيم :
1 - تعظيم و بزرگداشت از وى چنانچه مىگوئيم : ركب على ، زيرا لفظ على مشتق از علو به معناى ارتفاع و بلندى است .
2 - اهانت و كوچك شمردن وى نظير اينكه مىگوئيم هرب معاويه چه آنكه لفظ معاويه مشتق از ( عو ) به معناى زوزه گرگ است .
3 - كنايه باشد از معنائيكه علم براى آن صلاحيّت دارد چنانچه وقتى مىگوئيم : ابو لهب فلان كار را نمود لفظ [ ابو لهب ] را كنايه از شخص جهنّمى قرار دادهايم .