تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
حضورى ( خارجى ) باشد هركدام مشروط هستند به اين‌كه اجمالا مدلولشان از نظر سامع معهود باشد يا ذكرا و يا ذهنا و يا خارجا . اما موصول : در معرفه بودن موصول شرط استكه سامع علم به صله داشته باشد و در غير اين صورت فرقى بين موصول و نكره نيست بلكه چه بسا ابهام بعضى از موصولات همچون موصولات مشترك مانند ( من و ما و ال ) از نكرات بيشتر است زيرا نكره از حيث تأنيث و تذكير و افراد و تثنيه و جمع مشخّص است بخلاف اين سنخ از موصولات . امّا اسم اشاره : بديهيست تا اشاره حسيّه همراه ادات اشاره نباشد مشاراليه معلوم و مشخّص نمىشود پس مىتوان گفت مسمّاى اين سنخ از معارف نيز در مرتبه دوّم حاضر مىشود . شارح گويد : طبق اين تقرير علم نيز مسمّاى خود را براى بار دوّم در ذهن سامع حاضر مىكند زيرا همانطوريكه مثلا در موصول علم به صله شرط است و اين امر موجب مىشود بگوئيم مدلول آنها ابتداء در ذهن حاضر نمىشود عينا در علم شرط است سامع عالم به وضع باشد و الّا علم با نكره پيش وى مساوى ميشوند پس قيد ابتداء معنايش همانست كه قبلا شرح شد .

مثال مسنداليه علم

مصنّف براى مسنداليه علم آيه شريفه [ قل هو اللّه احد ] را مثال مىآورد . البته در تركيب اين آيه دو وجه است : 1 - هو مبتداء و [ اللّه ] خبر اوّل و [ احد ] خبر دوّم باشد كه طبق
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 347 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى