تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
غير او اطلاق نشود . و به اين قيد از احضارش بواسطه ضمير متكلّم يا مخاطب يا اسم اشاره يا موصول يا معرّف بلام عهد و يا اضافه احتراز نمود . سپس مىافزايد : مخفى نماند كه اين قيود در تعريف علم صرفا به منظور تحقيق نمودن مقام علميّت مىباشد و الّا قيد اخير ما را از قيود پيش بىنياز مىگرداند . و بعضى گفته‌اند : مصنّف بواسطه قيد [ ابتداء ] از احضار مسنداليه به شرط تقدّمش احتراز نمود چنانچه در ضمير غائب و معرّف بلام عهد و موصول اين چنين مىباشد چه آنكه در اينموارد شرطست مسنداليه يا ذكرش مقدّم بوده و يا علم بصله سابق بر موصول باشد . ولى در اين گفته نظر و تأمّل است زيرا تمام طرق تعريف اين چنين مىباشند حتّى علم زيرا در علم نيز شرط است علم به وضع مقدّم باشد . سپس در ذيل مثال [ قل هو اللّه احد ] مىگويد : كلمه [ اللّه ] اصلش [ الا له ] بوده ، همزه‌اش را حذف و عوض آن حرف تعريف را آوردند سپس آن را براى ذات واجب الوجود كه خالق عالم است علم قرار دادند . بعضى چنين پنداشته‌اند كه اينكلمه اسم است براى مفهوم واجب الذّات يا مفهوم مستحق العبوديّة و هريك از ايندو مفهوم كلّى است كه در يك فرد منحصر شده‌اند بنابراين نمىتوان آن را علم
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 344 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى