دانست زيرا مفهوم علم بايد جزئى باشد .
ولى در اين گفتار نظر و تأمّل است زيرا اين مقاله كه كلمه [ اللّه ] اسم است براى مفهوم كلّى مذكور مقبول نيست ، چگونه بتوان اين را گفت و حال آنكه جمله ارباب تحقيق اجماع بر اين دارند كه عبارت [ لا إله الّا اللّه ] كلمه توحيد است در حالى كه اگر [ اللّه ] اسم براى مفهوم كلّى باشد نبايد اين عبارت افاده توحيد كند چه آنكه كلّى از حيث كلّى بودن احتمال كثرت در آن مىباشد .
توضيح
علم آوردن مسنداليه
علم : عبارتست از اسمى كه وضع مىشود براى چيزى با تمام خصوصيّات فردى و شخصى آن مانند كلمه على كه علم است براى حضرت امير مؤمنان عليه السلام با تمام خصوصيّاتى كه در حضرتش هست و احدى از آن برخوردار نيست .
مسنداليه را اگر بصور علم بياورند اغراضى بر آن مترتّب است كه ذيلا درج مىشود :
در جائى كه مقصود احضار شخص مسنداليه در ذهن سامع بطورى باشد كه اين احضار بوسيله اسم مختص به آن و در مرتبه اول صورت گيرد
بنابراين هركدام از قيود ملحوظه مخرج مثالى از امثله است چنانچه قيد احضار شخصى مثال ( رجل عالم جائنى ) را خارج مىكند زيرا رجل اسم جنس است و مسنداليه را بنحو احضار جنسى در ذهن سامع مجسم مىنمايد چنانچه قيد ابتداء مثال ( جائنى زيد و هو راكب ) را خارج مىكند زيرا ضمير ابتداء خودش بذهن سامع القاء شده و پس از آن