بر حذف مسنداليه مخاطب را مىآزمايد كه آيا به حذف مسنداليه و اطّلاع بر آن متنبّه مىشود يا نمىشود .
و مراد از مقدار تنبّه اينست كه بدينوسيله آزمايش مىكند آيا مخاطب بواسطه قرائن خفى به مسنداليه آگاه مىشود يا نميشود .
و ضمير در [ صونه ] به مسنداليه راجعست و مراد از [ ايهام صونه عن لسانك ] آنست كه حذف مسنداليه براى اين غرض بخاطر تعظيم و بزرگداشت مسنداليه صورت مىگيرد چنانچه در صورت عكس آن يعنى ايهام صون لسانك عن المسند اليه قصد تحقير مسنداليه است .
و مراد از [ تأتّى الانكار ] تيسّر و ممكن بودن اين امر مىباشد چنانچه گفته مىشود :
فاسق ، فاجر و قرينه در دست است كه مقصود [ زيد ] است ولى به اسمش تصريح نمىشود بخاطر آنكه در وقت نياز و حاجت بتوان گفت زيد را اراده نكرده بلكه غيرش مقصود من است .
سپس در ذيل [ تعيّنه ] مىگويد :
ظاهرا ذكر [ احتراز عن العبث ] ما را از اين بىنياز مىنمود ولى مصنّف معذلك [ او تعيّنه ] را بخاطر دو جهت ذكر نمود :
1 - احتراز از اسائه ادب در مثاليكه ادباء براى آن آوردهاند و آن مثال عبارتست از [ خالق لما يشاء ] و [ فاعل لما يريد ] كه تقديرش :
[ اللّه تعالى الخ ] مىباشد .
2 - ذكر [ او تعيّنه ] مقدّمه و زمينه باشد براى قول بعدى مصنّف يعنى [ او ادعاء الخ ] .
مانند : وهّاب الالوف ( بخشاينده هزاران درهم و دينار ) كه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٢