تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
تقديرش [ السّلطان وهّاب الالوف ] مىباشد . و در دنبال [ او نحو ذلك ] مىگويد : مثل ضيق مقام از طولانى كردن كلام بواسطه دلتنگ بودن يا خوش نبودن حال يا از دست رفتن فرصت يا رعايت كردن وزن شعر و يا سجع نثر و قافيه نظم و امثال اين امور : نظير كلام صيّاد كه مىگويد : غزال يعنى هذا غزال . يا مثل مخفى داشتن مسنداليه را از غير سامع نسبت به ديگر از حضّار مجلس چنانچه گفته مىشود : جاء . و يا به منظور آنست كه از استعمال وارد در امثله اهل لسان تبعيّت كرده باشد مثل : رميّة من غير رام . يا در امثال اين تركيب مسنداليه حذف مىشود چنانچه بعضى از كلمات را در مقام مدح يا ذم يا ترحّم رفع مىدهند و اين را قرينه براى حذف مسنداليه قرار مىدهند . شرح فارسى : توضيح

مبحث احوال مسنداليه

شارح گويد : مقصود از احوال : حالات و عوارضى است كه بر مسند اليه باعتبار اتّصافش به اين صفت طارى مىشوند نه بر ذات آن بدون لحاظ اين وصف و به عبارت ديگر قيد مزبور [ من حيث الخ ] احتراز از حالاتى استكه بر مسنداليه عارض مىشود ولى از جهات ديگر مثل ملاحظات اوضاع لغوى نظير حقيقت يا مجاز بودن مسنداليه يا مانند
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 323 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى