ب : براى به خيال انداختن مخاطب كه چنين پندارد باقوى الدليلين عدول شده و مقصود از دليلين لفظ و عقل مىباشد مانند قول شاعر :
قال لى كيف انت ؟ قلت عليل .
ج : به منظور آزمايش نمودن هوشيارى سامع در وقتى كه اعتماد بر قرينه شود .
د : مقدار هوشيارى سامع .
ه : به منظور ايهام به اين نكته كه مسنداليه را از زبان خود حفظ نمودهايد
و : به منظور ايهام به اين نكته كه زبان خود را از مسنداليه محفوظ داشتهايد .
ز : قصد از حذف اين باشد كه در وقت نياز و احتياج بتوان حكمى كه به آن نسبت داده شده انكار نمود .
ح : بدون ذكر اساسا متعيّن و معلوم باشد .
ط : متكلّم آن را حذف مىكند بادعاى آنكه متعيّن و معلوم مىباشد .
ى : اغراضى مشابه و مانند اين امور .
شارح گويد :
مقصود از [ احوال مسنداليه ] امورى است كه بر آن عارض مىشوند از حيث آنكه مسنداليه ، مسنداليه است و دليل آنكه مصنّف احوال مسنداليه را بر مسند مقدّم نمود به زودى خواهد آمد .
سپس در ذيل [ امّا حذفه ] مىگويد :
حذف را مصنّف بر سائر احوال مقدّم نمود زيرا حذف عبارتست از نياوردن مسنداليه و هميشه عدم امر حادثى بر وجودش مقدّم است .
و اينكه مصنف در اينجا بلفظ [ حذف ] و در مسند به عبارت
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 320
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٠