[ ترك ] تعبير نمود تنبيه بر اين نكته است كه مسنداليه ركن عظيم و شديد الحاجة در كلام است حتّى وقتى ذكر نشود گويا آن را آورده و سپس حذفش كردهاند بخلاف مسند كه آن به اين درجه و مرتبه نيست از اينرو گويا از اصل ترك شده .
و در ذيل [ بناء على الظّاهر ] مىگويد :
مقصود اينست كه چون در ظاهر قرينه بر حذف مسنداليه وجود دارد از اينرو آن را در كلام نمىآورند تا بدينوسيله از عبث و بيهوده سختن گفتن احتراز نمايند اگرچه مسنداليه در واقع ركن اعظم از كلام مىباشد .
و بدنبال [ او تخييل العدول الخ ] مىگويد :
چه آنكه در وقت ذكر مسنداليه اعتماد بر دلالت لفظ است از حيث ظاهر و در هنگام حذف بر دلالت عقل مىباشد و عقل در مقام دلالت از لفظ اقوى مىباشد زيرا لفظ نياز به عقل دارد ولى عقل چنين نيست .
و اينكه مصنّف تعبير به [ تخييل ] نمود جهتش آنست كه در وقت حذف مسنداليه در واقع دال همان لفظى استكه قرائن دلالت بر آن دارند .
سپس بعد از [ قلت عليل ] مىگويد :
شاعر نگفت [ انا عليل ] بخاطر آنكه يا از عبث احتراز كرده و يا به توهّم مخاطب بياورد كه از دليل قوى به اقوى عدول نموده است .
و بدنبال [ او اختبار تنبّه السّامع عند القرينة ] مىنويسد :
مقصود از [ اختبار ] و آزمايش اينست كه متكلّم بواسطه نصب قرينه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 321
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢١