اينكلمه خبر است براى [ انّ ] يعنى استدلال شده براينكه اسناد [ ميّز ] به [ جذب ليالى ] مجاز است و كلمه [ بقوله ] در عبارت مصنف متعلق است به [ استدل ] و ضمير مجرورى به [ ابو النّجم ] راجعست و ضمير در [ عقيبه ] به قول ابو النّجم كه گفته [ ميّز عنه قنزعا عن قنزع ] عائد است و ضمير در [ افناه ] يا به ابو النّجم و يا به مويهاى سر او عود مىكند و مراد از [ قيل اللّه ] امر و اراده حقتعالى مىباشد .
سپس در وجه استدلال به بيت بعدى مىگويد :
چه آنكه اين بيت دلالت دارد براينكه اعتقاد ابو النّجم آنست كه سپيد شدن مويها از ناحيه فعل حقتعالى مىباشد و او استكه ايجاد كرده و دوباره خلق را برمىگرداند ، انشاء نموده و سپس فانى مىنمايد از اينرو اسناد [ ميّز ] به جذب ليالى بواسطه [ تأوّل ] مىباشد بنابر اينكه [ ليالى ] زمان يا سبب بوده و اسناد [ ميّز ] از قبيل اسناد فعل به سبب يا زمان باشد .
شرح فارسى :
توضيح
از امثلهاى كه به لحاظ قرينه در آن بر اراده خلاف ظاهر مىتوان آن را بر مجاز حمل نمود ارجوزهاى است كه از ابو النّجم العجلى نقل شده كه درباره زوجه خود ام الخيار گفته است :
قد اصبحت امّ الخيار تدعى * علىّ ذنبا كلّه لم اصنع
من ان رأت رأسى كرأس الاصلع * ميّز عنه قنزعا عن قنزع
جذب الليالى ابطئى او اسرعى * فردا اشيبه و قرنا فانزعى
افناه قيل اللّه للشّمس اطّلعى * حتّى اذا و اراك افق فارجعى