بمطابقت مىباشد و كذب خبر عدم مطابقت با واقع و اعتقاد به عدم مطابقت مىباشد و غير ايندو نه صدق است و نه كذب .
شارح گويد : جاحظ انحصار خبر را در صدق و كذب منكر شده و اثبات واسطه نموده است .
وى پنداشته كه صدق خبر به اين استكه خبر با واقع مطابق بوده و اعتقاد بمطابقتش نيز حاصل باشد و كذب را خبرى دانسته كه با واقع مطابق نبوده و اعتقاد نيز بعدم مطابقتش باشد و غير اين دو قسم كه چهار صورت ديگر است نه صدق بوده و نه كذب و آن چهار صورت عبارتند از :
1 - مطابقت با اعتقاد عدم مطابقت .
2 - مطابقت بدون اعتقاد عدم مطابقت .
3 - عدم مطابقت با اعتقاد مطابقت .
4 - عدم مطابقت بدون اعتقاد اصلا .
بنابراين هركدام از صدق و كذب بتفسير جاحظ از صدق و كذب بر طبق دو تفسير سابق اخصّ مىشود زيرا وى در صدق مطابقت با واقع و اعتقاد را اعتبار نموده و در كذب عدم مطابقت واقع و اعتقاد را شرط كرده است .
البته اينكه مىگوئيم مطابقت واقع و اعتقاد را به اين اعتبار است اعتقاد مطابقت مستلزم مطابقت اعتقاد نيز مىباشد زيرا ضرورى است كه بتفسير وى واقع و اعتقاد هردو با هم موافق مىباشند چنانچه در كذب كه مىگوئيم عدم مطابقت واقع و اعتقاد مبنى بر آنست كه عدم مطابقت مستلزم عدم مطابقت اعتقاد نيز مىباشد در حالى كه در دو تفسير سابق تنها بر يكى از ايندو ( واقع و اعتقاد ) اكتفاء شده است .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٢