شود براى ما ممكن است كه بواسطه علم معانى به آن عرفان و آگاهى پيدا كنيم .
شرح فارسى :
توضيح
تعريف علم معانى
عبارتست از علم باحوال الفاظ از حيث مطابق بودن با مقتضاى حال .
مقصود از علم در تعريف چنانچه شارح تفسير نموده ملكهايست كه بواسطه آن احاطه بر مسائل اين علم حاصل شود و ممكن است مراد از آن نفس مسائل و قواعد اين فن باشد كه در اين صورت علم به معناى معلوم است .
وجه تعبير به عرفان : اينكه مصنّف در تعريف گفته : تعرف به احوال اللفظ الخ و تعلم نگفت جهتش اينست كه علم را در امور كليّه اطلاق مىنمايند نه جزئى و چون مقصود از احوال لفظ قواعد جزئيّه است لاجرم به عرفان تعبير نمود كه در جزئيّات مستعمل است .
احوال لفظ : مقصود از احوال لفظ - تعريف و تنكير ، تقديم تأخير و امثال اين امور است .
قوله : يقتدر بها : ضمير در [ بها ] به ملكه راجع است .
قوله : و يجوز ان يريد به نفس الاصول : كلمه [ يجوز ] يعنى [ يمكن ] و ضمير در [ به ] به علم راجع است .
قوله : تعرف به احوال اللفظ العربى : ضمير در [ به ] به علم معانى راجع است .
قوله : اى هو علم يستنبط منه ادراكات جزئيّة : ضمير