فن اول علم معانى
و آن علمى است كه بواسطهاش احوال لفظ عربى كه با مقتضاى حال مطابق است دانسته مىشود .
شارح گويد :
مصنّف علم معانى را بر بيان مقدّم نمود زيرا بمنزله مفرد نسبت بمركّب است ، زيرا رعايت مطابقت با مقتضاى حال كه بازگشت علم معانى است در علم بيان معتبر بوده بعلاوه امر ديگرى كه عبارت است از ايراد معناى واحدى را بطرق مختلف .
شرح فارسى :
توضيح
وجه تقديم معانى بر بيان
اين وجه را شارح اينطور بيان مىنمايد :
علم بيان بمنزله مركّب و معانى بمنزله مفرد است و به عبارت ديگر معانى جزئى از بيان مىباشد و پرواضح است كه جزء قبل از كلّ محقق است .
امّا جزء بودنش از بيان جهت اين است كه معانى عبارتست از مراعات كردن و مطابق آوردن كلام را با مقتضاى حال ولى بيان عبارتست از ملاحظه همين معنا با اضافه امر ديگر يعنى ايراد كردن معناى واحدى را به صورت عبارات مختلفه .
قوله : قدّمه على البيان : ضمير فاعلى در [ قدّمه ] به مصنّف